دوشنبه, 27 آذر 1396 - 07:51 ب.ظ
وب سایت غیر رسمی هواداران باران کوثری
به‌روز شده در : پنجشنبه, 13 آبان 1395 - 04:49 ب.ظ

یک طنین و هزار سودا / حالا ما فروشنده گرانفروش هنر خواهیم بود

نويسنده : گروه تحریریه چهارشنبه, 6 اسفند 1393 1 نظر [ 2059 ] بازدید
0
0
0

یک طنین و هزار سودا / حالا ما فروشنده گرانفروش هنر خواهیم بود

آنجا که پله های صعود روزی هنر و استعدادش را به سمت پائین هل می داد، زنجیروار پای شکسته او را به روی سِن همراهی می کنند و این یعنی نهایتِ سقوط برای آنها که روزگاری خواستند تا روی نامش در لا به لای دفترچه خاطرات سینمای ایران سیاهی افشانند 0 out of 5 based on 0 ratings.
» صفحه نخست » اخبار باران کوثری
A-
A+
ارسال برای دوستان
چاپ
کد خبر : 2319http://www.actressbaran.com/index/post_2319/ : لینک خبر
یک طنین و هزار سودا / حالا ما فروشنده گرانفروش هنر خواهیم بود

آنجا که پله های صعود روزی هنر و استعدادش را به سمت پائین هل می داد، زنجیروار پای شکسته او را به روی سِن همراهی می کنند و این یعنی نهایتِ سقوط برای آنها که روزگاری خواستند تا روی نامش در لا به لای دفترچه خاطرات سینمای ایران سیاهی افشانند

نامش در سالن طنین انداز می شود «باران کوثری» و این یعنی ندای شروع فصلی جدید، پایان زشتی های چندین ساله و سرآغاز امید ؛ اینجا درست لحظه رهایی از کابوس یک خواب طولانی است، شاید به مانند سکانس آخر خون بازی «رنگی» و شاید به آرامش موزیک تلخ «قصه ها» پر از حرف اما اینجا درست یعنی تلاقی عشق و نفرت که از دل سالها دوری و سانسور بیرون می آید.

باران اما در آن ثانیه های سردِ شیرین، برای چند لحظه به یاد می آورد روزهای تلخِ خانه نشینی را، او می گوید در روزهای تبعید از سینما راهی جدید برای رسیدن به موفقیت یافته است و حالا برای اندکی تامل در آن سالهای پر از اتفاق، زیر پروژکتورهای گرمِ سالنی که روزگاری برای ورودش به پلکان سه تکه هم سطحی، تابلوهای ایست و توقف ممنوع را علم کرده بودند، چه چیز لازم است جز بیات کردن اتفاقات آن روزها در ذهن ؟ آنجا که پله های صعود روزی هنر و استعدادش را به سمت پائین هل می داد، زنجیروار پای شکسته او را به روی سِن همراهی می کنند و این یعنی نهایتِ سقوط برای آنها که روزگاری خواستند تا روی نامش در لا به لای دفترچه خاطرات سینمای ایران سیاهی افشانند اما حالا با شنیدن نامش، شرجی وجودشان به انفجار می رسد تا عرق شرم، منقش پائین و بالای پیشانی شان شود.

در این روزها کم نیستند آنها، از هر رسانه و جایگاه باید بگویند حس و حال تلخِ پائین نشینی شان را که گزیده در این سالها هرچه زدند با درهای باز سیاست خوش آمدگویی شد و این انتظار سختی نیست که اکنون دیگر پشت میله های شرافت، حال و آینده شان را فریاد بزنند ؛ حال باید ایستاد و به آنها لبخند زد که دیگر شاید قراری برای آینده در میان نباشد، از این پس متاع هنر با قیمتِ ارزان سیاست به فروش نخواهد رسید و شاید لبخند، کمی لبخند میزبان چهره های تلخ و پر از افسوس ما باشد تا در این میهمانی زیبا، از هرچه خواستیم سخن بگوئیم، بخوانیم که دیگر ارزش هایمان به گزاف فروخته نخواهد شد و اینبار ما فروشنده مشرف و البته "گرانفروش" هنر خواهیم بود.


با امید به موفقیت باران سینمای ایران
تحریریه وبسایت "اکترس باران" ، پایگاه خبری غیررسمی هواداران باران کوثری

ارسال نظر جدید
ورود به حساب کاربری
:: در صورت مشاهده هر گونه تخلف از سوی کاربر لطفا مدیران را اطلاع دهید .
:: استفاده از کلمات رکيک، توهين به سايرين و استفاده از حروف انگليسی در نظرات مجاز نمي باشد !
:: در صورت استفاده از کلمات رکیک و گزارش آن توسط کاربران دسترسی شما به سایت قطع خواهد شد !
کد امنیتی بازنگری تصویر
لطفا متن تصویر رو به روی کد امنیتی را در فیلد کد امنیتی وارد نمایید .